زيست شناسي ساختن سیاسی فرهنگ جوانان

زيست شناسي: ساختن سیاسی فرهنگ جوانان انقلابی مقام معظم رهبری اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / ناگفته های اسحاق جهانگیری

چالش‌های جدی بسیاری پیش روی کشور هست. ما اکنون در نقطه‌ای هستیم که اگر به این چالش‌ها بدرستی پرداخته نشود، می‌توانند کشور را دچار مسئله کنند. مهم‌ترین مسأله بیک

هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / ناگفته های اسحاق جهانگیری

ناگفته های اسحاق جهانگیری:هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود

عبارات مهم : اقتصادی

ناگفته های اسحاق جهانگیری:هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / گفت   و گوی ملی را تا آخر  پیش می برم/با خاتمی هم هر ماه جلسه دارم/نمی توانند با فشار مواضع روحانی را عوض کردن دهند/ خاتمی دنبال نامزدی ظریف بود

هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / ناگفته های اسحاق جهانگیری

چالش های جدی بسیاری پیش روی کشور هست. ما اکنون در نقطه ای هستیم که اگر به این چالش ها بدرستی پرداخته نشود، می توانند کشور را دچار مسئله کنند. بااهمیت ترین مسأله بیکاری هست.

اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین علت بود که در آخر مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها 4 سال مرد اول اجرایی کابینه بوده هست، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده هست؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام. در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد.

او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را برطرف و نظر ها را به یکدیگر نزدیک کند. به گزارش نامه نیوز ، جهانگیری از پیگیری نتیجه های دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا منزل آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.

چالش‌های جدی بسیاری پیش روی کشور هست. ما اکنون در نقطه‌ای هستیم که اگر به این چالش‌ها بدرستی پرداخته نشود، می‌توانند کشور را دچار مسئله کنند. مهم‌ترین مسأله بیک

دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا مشورت ها جهت شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را مشمول بر می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت مدیر جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را زیاد از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.

جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان مدیر جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. راجع به کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ، ولی با افراد شاخص. آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری هست، مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.

بخش هایی از گفت و گوی اسحاق جهانگیری با روزنامه کشور عزیزمان ایران :

رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع آینده ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که براق سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از بعضی زوایای ناگفته؛ اگر موافقید به بعضی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی جهت عضویت مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت، بعضی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه 95 آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند.

هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / ناگفته های اسحاق جهانگیری

شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟

این امری طبیعی و پذیرفته شده است است که مدیر جمهوری مستقر در دور دوم وارد مسابقه انتخابات شود. روال و تجربه گذشته کشور عزیزمان ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین علت در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان مدیر جمهوری راجع به شرایط انتخابات و پرسشها احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه همکاری مردم زیاد کردن یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به علت نزدیکی کاری با آقای مدیر جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات شخصی راجع به این عنوان با ایشان صحبت می کردم. توصیه این بود که آقای مدیر جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به علت وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.

چالش‌های جدی بسیاری پیش روی کشور هست. ما اکنون در نقطه‌ای هستیم که اگر به این چالش‌ها بدرستی پرداخته نشود، می‌توانند کشور را دچار مسئله کنند. مهم‌ترین مسأله بیک

هیچ وقت؟

هیچ وقت، البته گاهی که راجع به پرسشها بحث می کردیم، می دیدیم که پرسشها جدی پیش روی ما قرار دارد، ولی گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.

با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده است بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟

هاشمی دلواپس رد صلاحیت روحانی بود / ناگفته های اسحاق جهانگیری

تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات 92 هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این عنوان دلایل خاص خود را دارد، ولی در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.

شما راجع به احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟

هیچ گاه با ایشان راجع به این عنوان صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به علت تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال 92 مدیر ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به علت شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری دلواپس بود و این نگرانی را در جلسات شخصی مطرح می کرد. ولی ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این عنوان فکر کرد.

احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟

خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، ولی در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.

خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟

با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. ولی اگر منظور شما این است که آیا من در انتخابات عضویت کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده است بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این عنوان باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، بویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد.

فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت جهت گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط مشکل قرار داشت. بنا براین آینده نگری می شد در صحنه انتخابات، با اوضاع نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود.

همچنین آینده نگری می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً اعتقاد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند بخوبی از دولت دفاع کند، اشتباهات دولت قبل را نیز بخوبی می شناسد و می تواند بدون مسئله آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم.

بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده هست. شاید این شرایط باعث شد هنگامی که از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید بعضی ملاحظات دیگری هم داشتند، ولی آنچه جهت من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، عضویت در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.

اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید…

من با این عنوان که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند. ولی پیش شرط این عنوان این بود که این نامزدها حتماً می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.

روایت شده است که شما ابتدا عضویت در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟

هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.

منظور تان از فضای مبهم چیست؟

کسی که نامزد می شود و پا به میدان مسابقه انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. اعتقاد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد جهت دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه؛ حتماً نامزد شوم.

اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟

مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. ولی در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این عنوان نبودند.

در واپسین روزهای عضویت انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با مدیر دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.

من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. ولی مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر عضویت نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.

آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟

ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که زیاد روی این عنوان فکر کن و با هم صحبت کنیم.

اگر موافق نبودند، آیا از شما درخواست کردند که راجع به عضویت در انتخابات فکر کنید؟

این عنوان از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی درخواست کردند نظری علی رغم نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.

روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی راجع به بحث عضویت انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟

روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر عضویت نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دوبار درعین اینکه موافق نبودند، از من درخواست کردند عضویت کنم ولی من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و زیاد روی عنوان تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز نهایی مهلت عضویت نامزدها فرارسید. ساعت 4 عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من درخواست کردند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را جهت عضویت نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر وقت قانونی عضویت ها فرا رسید.

در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، عضویت کنید ولی شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات عضویت نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت نهایی مهلت قانونی عضویت نامزدها، با خدای خود معامله کردم و جهت حضور رسمی در عرصه مسابقه های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.

آقای روحانی با مدیر دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟

می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.

شما هم با مدیر دولت اصلاحات مذاکره کردید؟

مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این عنوان اصرار داشتند.

گویا، مدیر دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و بعد از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات عضویت کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟

در آخرین ساعت های مهلت قانونی عضویت ها، دیگر وقت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم. لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه پرسشها را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست، ولی باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات عضویت کند. در وقت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. درنتیجه، بعضی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات عضویت کردم.

آیا شما و آقای روحانی راجع به نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و…

ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم ولی تقسیم کاری نمی شد.

اکنون که از وقت مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟

در وقت انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد، ولی اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده هست. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم وقت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از نظر های جریان اصلاحات را مطرح کنم.

این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً اعتقاد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در پایتخت کشور عزیزمان ایران باشم لیکن نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این نشانه هم محقق شد. یعنی حتی هنگامی که که جهت آماده کردن متن ها یا آمادگی جهت مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت 8 و 9 شب بود که کارهای دولت تمام شده است بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان راجع به مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم.

بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با پرسشها انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به علت حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها وقت بروز پیدا نکند.

طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی جهت این کار تخصیص داده شده است دهند، یعنی باید در نقاط متفاوت صحبت کنند، برنامه های متفاوت تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره 15-20 روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.

جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟

اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. ولی اکنون که گاهی در وقت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده).

جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟

شفافیت و صراحت یکی از شاخصه های انتخابات هست. به هر رو، در ایام انتخابات بعضی از حدود متعارف قانونی خارج شده است و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است هست، ولی مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر بعضی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم.

در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف راجع به نامزد پوششی را دادم، یادم است که بعد از آخر صحبت (احتمالاً در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور شخصی به من گفت که آیا این طور صحبت کردی. پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود، ولی هنگامی که در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعاً من هم از خودم دفاع می کنم.

زمان استراحت نامزدها در مناظره ها؛ فضا چگونه بود آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟

پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم. ولی در وقت استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. ولی پیش از شروع مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.

اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟

معتقدم مردم کشور عزیزمان ایران در سال 92 یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال 96 هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساساً ریاست جمهوری در کشور عزیزمان ایران دو دوره ای هست، تاکنون که این طور بوده است و مدیر جمهوری در دور دوم نیز گزینش شده است هست. به نظر می رسد مردم کشور عزیزمان ایران دریافته اند که مدیر جمهوری نمی تواند در 4 سال کارهای مهمی جهت کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود جهت کشور را تکمیل کند.

بویژه اینکه در 4 سال نخست دولت، وقت زیادی صرف حل پرسشها شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار نیرومند و محکمی دارند و در طرح مباحث نیز از دلیری خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری گزینش کنند. کلیدواژه ایشان در سال 92 هنوز سر زبان هاست.

اینها واقعیت هایی است که باعث پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و صحبت ها بسیار موفق ظاهر شدند.

ضمن اینکه علی رغم فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده است بود، دولت در 4 سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست.» واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. اعتقاد دارم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.

فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟

عالی بود. به قول معروف این بار اینترنت ترکاند (با خنده). اینترنت بود که توانست بعضی از کمبودهای ما در رساندن خبر دولت به مردم را جبران کند. به همین علت در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، اینترنت به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند توصیه در این انتخابات جهت من عجیب بود.

یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها وقت هایی جهت صحبت اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آنکه مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند. ولی در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت 10 صبح کسی بیاید و به صحبت انتخاباتی ما گوش دهد؟ ولی دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود.

یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو است و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، بویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است هست، ولی در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.

با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه؛ دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟

دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته هست. بااهمیت ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود. لیکن در این توافق ما در برابر 6 کشور قدرتمند که عضو شورای امنیت بودند و نیز در کنار دشمنی امریکا، توانستیم به آنچه می خواستیم دست یابیم.

دومین دستاورد بزرگ دولت این بود که کشور به طور کامل از مسیر خود خارج شده است بود و این می توانست کشور را به بحران بکشاند، ولی ما با کمترین هزینه کشور را به مسیر صحیح خود بازگرداندیم. نمود این وضع در اقتصاد این است که یک فضای متلاطم، به یک فضای باثبات تبدیل شد.

همچنین رابطه متدینین و مراجع با دولت متشنج بود که این امر به یک رابطه مثبت تبدیل شد. در حوزه سیاسی نیز جریان های درون نظام که با هم این نظام را مستقر کرده بودند، به یکدیگر به دید دشمن نگاه کرده و رو در روی هم قرار گرفته بودند. ما تلاش کردیم این جریان ها را در مسیر دوستی قرار بدهیم. تفاهم قوای سه گانه از میان رفته و حتی به افشاگری علیه یکدیگر در جلسات رسمی رسیده بود، این امر نیز به روندی تبدیل شد که اکنون جلسات با حداقل مسئله برگزار می شود.

کارنامه منتقدان دولت در انتخابات را چطور دیدید؟

منتقدان هم بیشترین انتقادها از دولت را مطرح کردند و گاه از حد انتقاد هم فراتر رفتند. ولی ما با سعه صدر کامل آنها را تحمل کردیم.

در کنار تلاش های منتقدان، تندروها نیز تحرکاتی داشتند. آیا این تندروی ها در عملکرد دولت تأثیری داشت؟

ما انسان هستیم. به این معنی که اگر کسی خدمت و کار می کند و زحمت می کشد، ولی احساس کند با نهایت بی انصافی با او برخورد می شود، قطعاً در روحیه او تأثیر می گذارد. ولی چون دوستانی که در دولت بودند، مجرب بودند و چکیده مدیریت جمهوری اسلامی در دولت یازدهم شکل گرفته بود و اعضای دولت سرد و گرم سرنوشت را چشیده بودند، این امر تأثیر تعیین کننده ای در کند کردن کارهای دولت نداشت.

مواردی بوده که اعضای دولت در جلسات کابینه از تخریب تندروها گلایه کنند؟

بسیار اتفاق می افتاد و گاهی اوقات بسیار تند و تلخ.

در چنین مواقعی، آقای روحانی چه موضعی داشتند؟

گاهی شدت فشارها به گونه ای بود که آقای روحانی هم با بعضی از اعضای دولت همصدا می شدند، ولی اغلب توصیه می کردند که باید تحمل کرد. من هم تلاش می کردم به آرام شدن فضا کمک کنم.

بعد از انتخابات برداشتی در میان فعالان سیاسی وجود داشت مبنی بر اینکه بزرگ ترین اتفاق این انتخابات، می تواند خارج شدن تندروهای اصولگرا از مدار میدانداری این جریان باشد، لیکن آنان با تمام توان وارد مسابقه شدند، ولی نتوانستند رأی مورد نیاز را کسب کنند و همین می تواند گفتمان اصولگرایی را اصلاح بخشد. اگر این پیش فرض را بپذیریم، فکر می کنید جهت گفت و گوی ملی مسیر مناسب تر شود یا خیر؟

گفت و گوی ملی باید با این نشانه صورت بگیرد که در کشور اجماع ملی ایجاد شود و همه نهادها، شخصیت ها و جریان های سیاسی در یک مسیر قرار بگیرند و آن مسیر هم چیزی جز پیشرفت کشور نیست. این امر پیش نیاز عبور از چالش هاست و باید اتفاق بیفتد. ما به عنوان دولت، بیش از بقیه مسئولیت داریم که در این مسیر قرار بگیریم، ولی این نافی مسئولیت دیگران نیست.

اما توصیه ای که راجع به اصولگرایان گفتید که ممکن است نوع دیگر آن راجع به اصلاح طلبان گفته شود، اتفاقاً یکی از مسائلی که حتماً باید به آن پرداخته شود و آن، ساماندهی جریان های سیاسی مهم کشور هست. این مسأله ای است که به عهده دولت نیست، بلکه به عهده جریان های سیاسی است.

امروز در جریان اصولگرایی شخصیت هایی که از ابتدای انقلاب در این جریان تأثیرگذار بودند، متأسفانه کنار گذاشته شدند و به این ترتیب، می بینیم که هر بار جمعی مسئولیت اصولگرایی را به عهده می گیرند. از آن سو در میان اصلاح طلبان نیز پرسشها دیگری وجود دارد. به هر رو، جریان های سیاسی نیازمند ساماندهی مناسب هستند. به این منظور، شخصیت هایی باید بانی گفت و گو جهت این ساماندهی شوند. این گفت و گو ها باید ابتدا و درون جریان های سیاسی اتفاق بیفتد.

دو نقل قول از شما راجع به محتوای دیدارتان با رهبری منتشر شد؛ یکی اینکه شما کانال ارتباطی اصلاح طلبان با ایشان خواهید بود و دیگر اینکه رهبری فرمودند اصلاح طلبان فرزندان نظام هستند و تمایلی جهت از بین بردن این جریان وجود ندارد. این نقل قول در وقت انتشار مورد توجه زیادی قرار گرفت. اکنون که چندماه از دیدارتان با رهبری می گذرد، آیا در مشورت هایی که داشته اید اتفاق تازه ای افتاده یا به نتیجه ملموس و مشخصی رسیده اید؟

معتقدم این مسیر باید ادامه پیدا کند. در دوره ای، مشکلی میان جریان اصلاحات و مجموعه نظام به وجود آمد که باید ترمیم شود. یعنی جریان اصلاحات باید بتواند در داخل نظام حضور داشته و ایفای نقش کند. جهت گیری های رهبر معظم انقلاب نیز همین هست. ایشان حتی در آن جلسه، با نام بردن از فردی، اشاره کردند که من پذیرفتم افرادی از اصلاح طلبان بتوانند نامزد انتخابات شوند که چه بسا اگر مدیر جمهوری می شدند، کابینه ای مطابق نظرات خودشان گزینش می کردند. یعنی گفتند که از این نظر محدودیت ندارند.

حتی تعبیرشان این بود که با کسی به صرف اصلاح طلب بودن مخالفت نشده هست، اگر مخالفتی بوده، به خاطر اتفاقی بوده که افتاد یا کاری که انجام شده است است و در موارد مشابه، اگر یک اصولگرا هم می بود، شاید همین طور برخورد می شد. بنابراین، تردیدی در این نیست که این پرسشها باید به طور کامل حل و فصل شود تا اصلاح طلبان بتوانند نقش خود را در نظام ایفا کنند. من باید پیگیری های خود را انجام دهم، دوستان دیگر هم باید پیگیری کنند.

در این فاصله گفت و گوهایی با سران جریان اصلاح طلب شده است که محدوده ها و خطوط قرمزی که وجود دارد باید رعایت شود که به فضل الهی، رعایت هم می شود. از سوی دیگر، مورد نیاز بود گفت و گوهایی با بعضی از شخصیت های مؤثر که اکنون در نظام حضور دارند و منتسب به جریان اصولگرایی هستند انجام شود که این گفت و گوها هم صورت گرفته است.

منظورتان، شخصیت های میانه رو اصولگراست؟

الان هم بین شخصیت های میانه رو اصولگرا با جریان اصلاحات ارتباط مستقیم برقرار هست. مردها ناطق نوری و لاریجانی شخصیت هایی هستند که از قدیم با جریان اصلاحات رابطه داشتند و نیازی به گفت و گوی مجزایی نیست.

پس با کدام یک از شخصیت های جریان اصولگرا جهت حل مسائل، وارد گفت و گو شده است اید؟

من با شخصیت های دیگری هم صحبت کرده ام. می بایست با شخصیت های نظام گفت و گو شود تا ذهنیتی که برایشان ایجاد شده، اصلاح شود. خوشبختانه همه این شخصیت ها علاقه مند هستند که پرسشها کشور حل شود.

واکنش ها به تلاش های شما چگونه بود؟

مهم، اصل گفت و گو بوده هست. ولی بالاخره نکاتی در ذهن این شخصیت ها است که مطرح می کنند. من هم در خدمت ارزش هستم و مطالبی را می گویم. ان شاء الله این گفت و گوها در جهتی باشد که پرسشها حل شود.

آن گونه که از سخنان تان استنباط می کنم، تلاش جهت تنش زدایی جناحی و تقویت تعامل جناح ها با یکدیگر، مأموریتی است که آن را جدی گرفته اید و پیگیری های منظم و هدفداری در این چارچوب انجام می دهید. این استنباط درست است؟

بله، حتماً. من چنین هدفی را با جدیت دنبال می کنم. اصولاً، من یا کاری را به عهده نمی گیرم یا اگر پذیرفتم، تا آخر پیش می روم.

طرف دیگر معادله، اصلاح طلبان هستند. با آنان هم در ارتباط هستید؟

این ارتباط به طور مرتب برقرار هست. در این ایام به دلایل دیگری. ولی غیر از این به صورت هفتگی، یا اگر طولانی شود، هر ماه یک بار با مدیر دولت اصلاحات جلسه داریم و یکدیگر را ملاقات می کنیم.

درباره تیم اقتصادی دولت، دو نظر وجود دارد. دیدگاهی که اعتقاد است تیم فعلی تاحدودی همگن هستند و کارنامه خوبی دارند و نظر دومی که می گویند همسویی مورد نیاز میان تیم اقتصادی وجود ندارد و این باعث شده است کارنامه اقتصادی دولت، لطمه ببیند. نظر شما چیست؟

درباره تیم اقتصادی دولت دو تعبیر وجود دارد. در یکی از تعابیر، منظور از تیم اقتصادی دولت، مقام هایی هستند که از آنان به عنوان «ستاد اقتصاد» دولت یاد می شود که مشمول بر وزیر اقتصاد، مدیر شرکت برنامه و بودجه و مدیر کل بانک مرکزی هست. منظور از وزیران اقتصادی نیز وزیران نفت، نیرو، راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و کشاورزی هست. ولی به طور کلی، تیم اقتصادی دولت به معنای عملکرد این بخش ها، با هم هماهنگ عمل کرده اند. جلسات شورای اقتصاد و شورای آب با حضور من برگزار می شود. می بینم که انسجام و هماهنگی بسیاری جهت پیشرفت کارها وجود دارد.

اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد…

این اختلاف نظرها را نباید به اختلاف نظر ستاد اقتصادی دولت تعبیرکرد. تیم اقتصادی دولت به معنای مجموعه وزیران وزارتخانه های اقتصادی، عملکرد آنان مثبت بوده هست. ولی آیا این به این معنی است که در تیم ستاد اقتصادی دولت یعنی شرکت برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، هیچ اختلاف نظری وجود نداشته است؟ این طور نیست.

در همه دوره ها اختلاف نظر بوده هست، در یکی از سال های فعالیت دولت آقای خاتمی که وزیر صنایع بودم، در آغازین روزهای کاری، ایشان، من و چند عضو دیگر دولت را فراخواندند و گفتند اختلافات ستاد اقتصادی دولت دیگر قابل تحمل نیست. بحث ها درنهایت منجر به اصلاحاتی در ستاد اقتصادی دولت شد. بنابراین، چنین اتفاقاتی طبیعی هست، به این علت که این سه بخش موتور حرکت دولت هستند.

به این معنی که اگر در پی تحرک و تغییری در بخش مسکن هستیم، این امر فقط به وزیر مسکن منحصر نیست، بلکه تیم ستاد اقتصادی دولت باید سیاست هایی را که در پیش بگیرند؛ ممکن است یکی از این سه مسئول بگوید این سیاست ها منجر به تورم می شود یا دیگری بگوید به رونق منجر می شود. بنابراین، اختلافات نظری و کارشناسی بروز می کند که گاهی رسانه ای می شود. این اختلافات در دولت یازدهم در حداقل بوده است و این طور نبوده که این مسئولان رو در روی هم قرار بگیرند. و در مجموع، ثبات خوبی که در اقتصاد کشور حاکم شده است هست، ناشی از عملکرد همین تیم اقتصادی است.

آقای روحانی جهت چینش تیم اقتصادی کابینه دوازدهم به شما مأموریت داده اند؟

مأموریت نداده بودند. آقای روحانی از من درخواست کردند که پیشنهادهای خودم را به ایشان ارائه کنم.

فقط از شما نظر درخواست کردند یا از دیگران نیز نظرخواهی کرده اند؟

از چند جای دیگر هم پیشنهاد خواستند. این امر هم طبیعی است لیکن مسئول تعیین کابینه و گزینش وزیران به عهده شخص مدیر جمهوری هست، حق هم همین هست. ممکن است مدیر جمهوری به علت شرایط کشور، ملاحظاتی داشته باشد و تقریباً همه می دانند مدیر جمهوری باید چه ملاحظاتی را رعایت کند. مدیر جمهوری باید با ارکان نظام مشورت کند، یا مثلاً گزینش وزیر دادگستری باید با نظر مدیر قوه قضائیه باشد، مدیر جمهوری باید براساس شناختی که از ترکیب مجلس دارد، به چینش کابینه فکر کند و در نهایت اینکه باید جهت هماهنگی کابینه هم تدبیر کند.

منظور از هماهنگی کابینه این است که ممکن است سه عضو ستاد اقتصادی کابینه، هر کدام به تنهایی آدم های شاخصی باشند، ولی یک تیم هماهنگ، ولی مثلاً در یک موضوعی ضعیف تر، از یک تیم ناهماهنگ، ولی با شخصیت های نیرومند تر، بازدهی به مراتب بیشتری خواهد داشت. لذا مدیر جمهوری مجبور است به هماهنگی درونی 30 نفری که در هیأت وزیران دور یک میز می نشینند هم فکر کند. یا اینکه مدیر جمهوری به جریان های سیاسی کشور هم نظر دارد که هنگام معرفی کابینه این تلقی ایجاد نشود که یک جریان به طور کامل در دولت باشد و جریان دیگر به طور کامل بیرون بماند.

شایعاتی راجع به استعفای شما مطرح شد. بفرمایید عنوان چه بود؟

تعبیر استعفا که به کار برده شد، به هیچ وجه درست نبود. به طور طبیعی 12 مرداد جهت همه اعضای دولت آخر دوره هست، در این صورت کسی که 4 سال کار کرده هست، آیا باید جهت 10 روز استعفا بدهد؟ معلوم است که این عنوان از اصل درست نیست و بعضی از پیش خود چیزهایی را مطرح می کنند.

درباره سن کابینه نیز بحث هایی مطرح است و بعضی از ضرورت جوانگرایی در کابینه می گویند. نظر شما چیست؟

کابینه یازدهم می بایست کابینه با تجربه ای می بود. لیکن شرایط کشور واقعاً سخت بود. اصلاً جزو الزامات گزینش اعضای دولت یازدهم بود. به عنوان مثال، باید وزیر صنعتی گزینش می شد که از لحظه حضور در اتاق کار خود، بداند که چه تصمیمی باید بگیرد، بداند تیم کاری او چه کسانی هستند و چه باید بکند. ولی اکنون شرایط کشور از ثبات برخوردار هست. مدیر جمهوری هم به مردم قول دادند که به سمت جوان تر کردن سن کابینه حرکت می کنند.

همزمان با نزدیک شدن روزهای اعلام اسامی حاضران در کابینه دوازدهم، اصولگرایان می گویند اصلاح طلبان، دنبال سهم خواهی از کابینه هستند. اصلاح طلبان هم با تکذیب شدید چنین ادعایی، از فشارهای آشکار و پنهان اصولگرایان جهت تأثیرگذاری بر روند چینش کابینه سخن به میان می آورند. تحت فشار بودن آقای روحانی در گزینش اعضای کابینه را تا چه حد منطبق بر واقعیت می دانید؟ آیا حضور جریان یا جریان هایی سهم خواه از مدیر جمهوری را حس می کنید؟

من احساس نمی کنم که کسی از بیرون به مدیر جمهوری فشار می آورد تا کاری غیر از آنچه خودشان مد نظر دارند، انجام بدهند. کسانی که با شخصیت آقای روحانی آشنا هستند، می دانند که نمی توانند با این گونه فشارها مواضع و نظرات ایشان را عوض کنند. اگر کسی می خواهد در تصمیم های مدیر جمهوری تأثیری داشته باشد، باید با ایشان گفت و گو و ایشان را مجاب کند. ایشان هم گوش شنوایی جهت نظرات دیگران دارند ولی تصمیم گیر نهایی، خودشان هستند.

آقای روحانی جهت جمع بندی گزینه ها و تهیه فهرست نامزدهای عضویت در کابینه از چه مکانیزمی استفاده می کنند؟ آیا کمیته های خاص ای تشکیل داده اند؟

در این دوره، کمیته ای تشکیل نشده هست. ولی آقای مدیر جمهوری از نظرات افراد متفاوت استفاده می کنند. این افراد نیز زیاد از درون دولت هستند، ضمن اینکه تیم درون دولت به طور طبیعی با افراد بیرون از دولت ارتباط دارند و نظر ها و نظرات را انتقال یافته می کنند.

اما از چندی قبل، شنیده می شود که کمیته های معرفی وزیران تشکیل شده است و آنان گزینه های خود را به مدیر جمهوری ارائه می دهند تا ایشان تصمیم نهایی را اتخاذ کنند…

من از چنین چیزی خبر ندارم. شاید در بیرون از دولت، ستادهای آقای روحانی جلساتی با هم داشتند و حتی فهرستی را به ایشان پیشنهاد بدهند، این ها تصمیم خودشان بوده هست، ولی اینکه گفته شود آقای روحانی کمیته های تخصصی جهت گزینش وزیران منصوب کرده باشند، صحت ندارد. اگر درست بود، من حتماً در جریان قرار می گرفتم.

از دیگر نکات مرتبط با دولت دوازدهم، حضور زنان در کابینه هست، ابتدا فرض می شد حضور زنان به عنوان «وزیر» در کابینه قطعی است ولی اخیراً، این فرضیه با تردیدهایی مواجه شده…

به باور من در همه سطوح مدیریتی کشور باید شرایطی فراهم کرد تا زنان هم بتوانند حضور داشته باشند. در سفر اخیر به کرمانشاه این مطلب را بیان کردم و به آن باور هم دارم که اگر شرایط جهت حضور زنان فراهم نشود، با پرسشها عدیده ای رو به رو خواهیم شد لیکن نمی توانیم نسبت به مطالبات نیمی از جامعه که اتفاقاً سهم ارزش در دانشگاه و میان قشر تحصیلکرده کشور رو به فزونی هست، بی توجه باشیم.

لذا در جلسه اخیر شورای عالی اداری تصمیم گرفتیم اگر در یک پست مدیریتی، در مقایسه، شایستگی یک مدیر زن زیاد از یک مدیر مرد هست، نباید تنها به علت زن بودن از حق خود محروم شود. این اوضاع زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست. به همین منظور، در این شورا تصمیم گرفتیم که نخست؛ سهم مدیریت زنان 30 درصد زیاد کردن یابد، دیگر اینکه تا آخر برنامه ششم توسعه سن مدیران کشور 8 سال کم کردن یابد. شرکت امور اداری استخدامی کشور مسئولیت دارد این اهداف را پیگیری کند.

به طور مشخص بفرمایید در دولت دوازدهم«وزیر» زن خواهیم داشت؟

در کابینه حتماً زنان حضور خواهند داشت، هرچند ممکن است بعضی جابه جا شوند، ولی حضور سه زن در کابینه کف مسأله است و نمی شود که در دولت دوازدهم تعداد زنان کمتر از دولت یازدهم باشد. ولی اینکه معاون مدیر جمهوری باشند یا وزیر، باید به شرایط توجه کرد.

آقای روحانی راجع به رویکردهای بعضی اعضای دولت تعبیر «گیوه ورکشیدن» را به کار بردند که بسیار بازتاب داشت. به نظر شما منظور ایشان چه دسته از وزیران بودند؟

آقای مدیر جمهوری این تعبیر را مشخصاً راجع به وزیران به کار نبردند، بلکه به صورت کلی گفتند. بنابراین، این تعبیر را می توان جهت فرماندار، استاندار و مدیرکل هم به کار برد.

اما ارزیابی ناظران این بود که مخاطب این سخنان مدیر جمهوری، بعضی اعضای کابینه بودند. به عنوان معاون اول مدیر جمهوری، علت استفاده از این تعبیر را چه می دانید؟

به خاطر ندارم که در دولت گزارشی در این باره داشته باشم، ولی در سطح مدیران تأثیرگذار دولتی، بودند کسانی که نه فقط جهت انتخابات، بلکه در طول دوره فعالیت دولت با سیاست های مدیر جمهوری هماهنگ نبودند. نه تنها سیاست های آنان مغایر با سیاست های دولت بود، گاهی احساس می شد به زحمت می خواهند از مدیر جمهوری دفاع کنند. اگر این مدیران به طور براق مشخص می کردند که جهت ستاد رقیب کار می کنند، یعنی مواضع خود را اعلام می کردند، ولی سیاست های دولت را هم دنبال می کردند، هیچ اشکالی نداشت. ولی معنا ندارد، هم در ستاد رقیب فعال باشند و هم در مسئولیت های مهم دولتی حاضر باشند و سیاست های دیگری را تعقیب کنند.

ناظران معتقدند بعضی اعضای دولت حتی در اعلام کارنامه و خدمات دولت که در حوزه خودشان انجام شده، خوب عمل نکرده اند یا کوتاهی داشته اند، ولی بعضی دیگر نه تنها فعالیت های خود را اعلام می کردند، بلکه هر وقت مورد نیاز بود از کارنامه کلی دولت و مدیر جمهوری هم دفاع می کردند. شما این تقسیم بندی ها را منطبق با واقعیت می دانید؟

قطعاً بعضی از وزیران براق تر، صریح تر و شجاعانه تر از دیگران از مواضع دولت و مدیر جمهوری حمایت می کردند و بعضی هم با تردیدهای بیشتری. حالا یا اهل صحبت نبودند یا روحیه ارزش این طور نبود یا دلایل دیگری داشتند. اکنون اظهارنظری راجع به اینکه کدام یک این طور بودند و کدام نبودند، ندارم ولی این مسأله قطعاً وجود دارد.

در ابتدای دولت یازدهم، پرسشها زیادی پیش روی شما قرار داشت. به نظر می رسد مهم ترین مسأله دولت برجام بود…

فقط مسأله برجام نبود؛ یک گروه در دولت روی برجام وقت گذاشت و گروه دیگر روی مسأله اقتصاد.

اما به نظر می رسد حل پرسشها اقتصادی هم به نوعی جدای از حل مسأله هسته ای کشور عزیزمان ایران و دستیابی به توافق برجام نبود.

قبول ندارم، اتفاقاً در دوره ای که تحریم ها هنوز وجود داشت، ما توانستیم هم تورم را کم کردن دهیم و هم رشد اقتصادی کشور را مثبت کنیم. اتفاقاً یکی از علامت هایی که به مذاکره کننده های خارجی داده شد، همین دستاوردها بود. ما نشان دادیم با مدیریت صحیح، حتی با تحریم، می توانیم کشور را به گونه ای اداره کنیم که ثبات و آرامش در کشور برقرار باشد و تورم روند کاهشی و رشد اقتصادی روند مثبت به خود بگیرد. این دستاوردها در سال 93 روی میز مذاکره گذاشته شد. ولی متأسفانه در داخل، دوستان منتقد دولت این را قبول نکردند.

با توجه به این دستاوردها، اولویت دولت دوازدهم تا 1400 چه خواهد بود؟

چالش های جدی بسیاری پیش روی کشور هست. ما اکنون در نقطه ای هستیم که اگر به این چالش ها بدرستی پرداخته نشود، می توانند کشور را دچار مسئله کنند. بااهمیت ترین مسأله بیکاری هست. بیکاری اکنون بسیار پیچیده شده است و راه حل آن نیز مشابه راه حل های معمول گذشته نیست؛ درست است که زیاد کردن سرمایه گذاری و تولید منجر به برطرف بیکاری می شود، ولی کشور باید به نقطه ای برسد که بتواند هر سال یک میلیون شغل ایجاد کند، ولی اکنون اقتصاد ما این ظرفیت را ندارد و باید اقتصاد بزرگ شود.

چالش های دیگر مسائلی چون محیط زیست، آب، صندوق های بازنشستگی و بانک ها هستند که این چالش ها به نقاط حساسی رسیده اند. در حوزه دانشگاه ها نیز با مراکز آموزشی مواجه هستیم که با شهریه اداره می شوند، ولی با کم کردن ورودی ها صندلی های خالی آنها زیاد و اداره ارزش سخت شده است هست، یا پرسشها معیشتی فرهنگیان. مدیریت این چالش ها نیازمند یک کابینه کارآمد هست، ولی پیش نیاز مهم تر این است که همگی دوران انتخابات را پشت سر بگذاریم و به سمت انسجام جدی حرکت کنیم و جهت تفاهم جدی در کشور با یکدیگر گفت و گو کنیم. در این راستا باید همه نیروهای علاقه مند به نظام و کشور عزیزمان ایران را جمع کنیم و کشور را در مسیری قرار دهیم که همه فکر کنند می توانند به توسعه کشور عزیزمان ایران کمک کنند.

واژه های کلیدی: اقتصادی | انتخابات | دکتر روحانی | اعضای کابینه | ریاست جمهوری | ستاد انتخابات | نامزد انتخابات | نتیجه انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs